این مقاله برای آنهایی نوشته شده که می دانند برای کارآفرین بودن ساخته شده اند، و فقط نمی دانند که چطور به این اشتیاق جامه ی عمل بپوشانند. آنهایی که نمی دانند از کجا شروع کنند. وقتی حرف از شروع کردن میزنیم، منظورمان الزاما ایجاد طرح کسب و کار، یا حتی ارائه ایده ای برای آن نیست. افراد زیادی هستند که عمیقا مشتاق به انجام کاری متفاوت اند، اما نمی دانند چه کاری.

اولین قدم احتمالا یاد گرفتن کارآفرینی از خود کارآفرینان است. خواندن مقالات و کتاب های خوب چشم شما را اندکی به این قسمت از دنیای کسب و کار باز می کنند.  یکی از کتاب هایی که عمیقا پیشنهاد می کنم پرورش کسب و کارها نوشته پاول هاکِن است. گرچه رویکرد هاکِن منطقی است و کتاب به خوبی نگارش شده، اما احساس نمی کنید که به قلم یک تاجر نوشته شده است و همین امر آن را خواندنی تر می سازد.

قدم دیگر در این راه، کار کردن برای یک کارآفرین و الگو برداری از سبک زندگی اوست. که در این صورت درآمد هم کسب می کنید و باید و نبایدهای کارآفرینی را از نزدیک مشاهده می کنید و فرا می گیرید.

نقطه آغاز دیگر این است که دریابید در چه زمینه ای خوب هستید و چه کاری را به آسانی انجام میدهید. کارهایی که به راحتی انجام میدهید معمولاً آنهایی هستند که موجب لذت شما می شوند. راجع به کارهایی که دوست دارید انجام دهید فکر کنید. مثلاً، شاید حسابدار نباشید اما از کار با ارقام لذت می برید و در این زمینه خوب هستید. آیا فعالیت هایی وجود دارند که به خوبی انجام می دهید و میتوان آنها را در زمینه های مختلف به کار گرفت؟ مثل نویسندگی یا مناظره؟

امتحان کنید! کاری را- هر کاری!- که چیزی راجع به کارآفرینی به شما می آموزد آغاز کنید. وقتی ببینید از همین اقدامتان چقدر تجربه کسب می کنید تعجب خواهید کرد. اگر به جایی متعهد نیستید و علاقه به کارآفرینی دارید، حتماً آن را امتحان کنید. کسب و کاری را آغاز کنید که به سرمایه اندکی نیاز دارند تا ریسک کارتان کمتر باشد. اگر فرد ریسک پذیری نیستید، در همین حال که تمام وقت جایی مشغول به کارید، کسب و کاری را آغاز کنید. بهترین راه فهمیدن اینکه آیا برای کارآفرینی ساخته شده اید یا نه، این است که دل به دریا بزنید و دست به کار شوید.

و در نهایت، به رویدادهای مرتبط با کارآفرینی بروید و با افرادی که صاحب کسب و کاری خاص هستند صحبت کنید. دوستی بیابید که علایق مشابه به شما دارد، و از بقیه درس بگیرید.