چه تعداد از استارتاپ ها شکست می خورند؟

از هر 10 استارتاپ، 9 تای آنها با شکست مواجه می شوند. این حقیقتی تلخ و ترسناک است، اما مواجهه با آن باعث کسب تجربه و یافتن استراتژی هایی می شود که شما را به موفقیت نزدیک می کنند. در بعضی موارد برخی از مدیران استارت آپ های موفق می توانند پیش از  شروع کار، عیب و ایراد خودشان را که ممکن است منجر به شکستشان شود، بنویسند.

اما چرا باید منتظر شکست ماند و آنها را پیش بینی کرد؟ چون حتی مثبت اندیش ترین کارآفرینان نیاز به در نظر گرفتن واقعیت در کارشان هستند. این آمار و ارقام شکست ها برای نا امید کردن شرکت های نوپا نیست. بلکه برای تشویق کردن آنها به دقت، دور اندیشی و زیرکی بیشتر در کارشان است.

ویژگی استارتاپ های موفق چیست؟

استارتاپ های موفق ویژگی های زیادی دارند. در اینجا هدف گرد هم آوردن لیست بلند و بالای این ویژگی ها نیست. ما تنها به چهار ویژگی حیاتی آنها اشاره می کنیم.

1.محصول تولید شده دارای بازار فوق العاده ای است.

به گفته مجله استارتاپی "فورچون"، اصلی ترین دلیل شکست استارتاپ ها این است که آنها محصولاتی عرضه می کنند که کسی آن را نمی خواهد. پژوهش صورت گرفته دقیقی از دلایل شکست استارتاپ ها نشان داد که 42% آنها "عدم نیاز بازار به محصول" را دلیل اصلی شکست خود می دانستند. شما می توانید به جای آن که تمام وقت خود را صرف چیدن استراتژی برای تولید محصول و یا ارائه خدمات بکنید، زمان بیشتری برای حصول اطمینان از بازار محصول صرف کنید.

2.یک کارآفرین موفق هیچ چیزی را از قلم نمی اندازد.

 یک ایده خوب، یک محصول مورد تقاضا و یک تیم حرفه ای تضمین کننده کسب و کاری پایدار و پر رونق نیست. مدیر مجموعه هیچ گاه نباید مسئله ای را به علت کم اهمیت بودن، ناچیز و بی تاثیر بشمارد. ممکن است این مسائل کوچک و کم اهمیت، کسب و کار آنها را در آینده به شکست بکشاند.

به این جملات فکر کنید: "آنها تیمی فوق العاده بودند! محصول آنها بسیار مناسب بازار بود! پس چرا موفق نیستند؟ ایراد کار آنها چه بود؟"

نگاهی از نزدیک تر به این گونه موارد به ما نشان می دهد که آنها برخی جزئیات خسته کننده را سهل شمردند و هنگام مواجهه با مشکلی به ظاهر نه چندان مهم، هر کدام آن را خارج از دایره مسئولیتشان دیدند. برای مثال مدیر عامل می گوید: "کار من تنها هدایت گروه است." مدیر فروش می گوید: " کار من تنها بازاریابی است." و برنامه نویس می گوید: "من تنها کد می نویسم." و به این ترتیب رسیدگی به مسائل پیش پا افتاده ولی مهم به تعویق افتاده و سپس به فراموشی سپرده می شود.

در کسب و کارهای استارتاپی، نمی توان مسئولیت ها را به طور کاملا جداگانه تقسیم کرد. این مسئولیت ها در کسب و کارهای نوپا مرز مشخصی ندارند و در برخی از مواقع باید به کمک تمام اعضای تیم انجام شوند. کارآفرینان موفق می دانند که نباید "بر روی" پروژه ها کار بکنند، بلکه آنها باید "در درون" پروژه ها کار بکنند و نقش فعالی برای رشد تیم و عبور از سختی ها داشته باشند.

3.استارتاپ به سرعت رشد می کند.

چه کسی می گوید که رشد و سوددهی سریع یک استارتاپ نشانه ناپایداری آن است؟ رشد، در واقع رشد سریع، چیزی است که تمامی استارتاپ ها به دنبال آن هستند و تمامی سرمایه گذاران انتظار آن را دارند. رشد سریع نشانه یک ایده عالی و بازاری داغ است. بنیانگذاران استارتاپ "وانت فول" (استارتاپی غیرفعال) اعتراف کردند که در ابتدای کار رشد و فروش سریعی که برای کسب درآمد جهت ادامه فعالیت نیاز داشتند را به دست نیاوردند. البته از تمامی تسهیلات مربوط به طرحشان استفاده کردند، اما هنگامی که به سود مطلوب نرسیدند، دیگر واجد شرایط برای دریافت تسهیلات بیشتر نیز نبودند. این آغازی بر پایان کار این استارتاپ بود.

یک استارتاپ، پس از گذشتن چندین ماه از شروع به کار، نباید برای موفقیت دل به سودهای تک رقمی خوش کند. اگر سوددهی بعد از گذشتن تعداد ماه های معین ( تعداد این ماه ها، بسته به نوع محصول و خدمات، متغیر است) رخ نداد، آن استارتاپ هرگز به سوددهی نخواهد رسید و وقت گذاشتن برای آن تنها تلف کردن وقت و هزینه است.

دومین دلیل بزرگ شکست استارتاپ ها "تمام شدن بودجه" آنها است. چرا بودجه آنها تمام شد؟ چون با سرعت لازم رشد نکردند و به سوددهی نرسیدند. اگر استارتاپ شما قدرت رشد سریع را دارد، شما به سرعت از قاتلان اصلی استارتاپ ها مانند شکست در رقابت، از دست دادن مشتری، از دست دادن تیم، و در نهایت از دست رفتن علاقه، سبقت می گیرید. رشد سریع، نشانه اصلی موفقیت در آینده است.

4.تیم استارتاپی می داند که چطور با شرایط منطبق شود.

هر استارتاپ از یک تیم تشکیل شده است. هرچه آن تیم "کارآمد" تر باشد، شانس آنها در رسیدن به موفقیت بیشتر است. "کارآمد" بودن را معمولا تنها از جنبه مهارتی معنی می کنند، اما در استارتاپ ها یک فرد کارآمد، علاوه بر داشتن مهارت، دارای ذهنیتی انعطاف پذیر است. تیم های استارتاپی باید از نظر ذهنی توان این را داشته باشند که محصول خود را بنا بر نیاز بازار تغییر دهند، با برنامه های جایگزین کار کنند، رویکرد بازاریابی جدیدی اتخاذ کنند، صنعت را تغییر دهند، برند دیگری برای کارشان پیدا کنند و حتی کسب و کار را کاملا در هم ریخته و از نو آن را بسازند.

تیم های استارتاپی باید بتوانند از طوفان های پیش رو جان سالم به در ببرند. تیم هایی که می توانند به کمک هم دوباره خود را احیاء کنند، دارای ویژگی منحصر به فرد "هماهنگی در زمان سختی کار" نیز هستند. البته مشاهدات نشان داده است که استارتاپ هایی که دارای چند بنیانگذار یا مؤسس هستند، رشد و سوددهی بیشتری نسبت به استارتاپ هایی که تنها یک بنیانگذار دارد، است. داشتن یک مؤسس دیگر به معنای شراکت داشتن با فردی دیگر است، و در هنگام شراکت، هر فردی مسئولیت پذیری بیشتری از خود نشان می دهد.

در نتیجه:

اگر استارتاپ شما بتواند در طوفان مشکلات دوام بیاورد، شما موفق به انجام کاری می شوید که 90% از افراد نمی توانند آن را انجام دهند. اگرچه در موفقیت استارتاپ هایی مانند گوگل و فیسبوک، عامل "شانس" بسیار برجسته بود، اما امروزه موفقیت استارتاپ، دلایل مهم و زیرکانه دیگری دارند. این استارتاپ ها محصولی ارائه می دهند که مورد نیاز بازار است، آنها  از مشکلات کوچک به سادگی چشم پوشی نمی کنند، رشد این استارتاپ ها سریع است، و از طوفان های سخت سر راهشان با موفقیت عبور می کنند.

اگر شما و تیمتان این چهار ویژگی را دارید، بنابراین شما مطمئنا جزو 10% موفق خواهید شد.